انتخاب مدل سرمایه گذاری جمعی وبلاگ راتا

انتخاب مدل سرمایه گذاری جمعی

پس از تعریف و تشریح مدل ها و ارائه مشخصات آنها، سرمایه پذیران باید بهترین و مناسبترین مدل را برای پروژه های مربوطه خود انتخاب کنند.

انتخاب مدل سرمایه گذاری جمعی

در این بخش، سعی می شود تا چارچوب های تصمیم گیری پیشنهاد شود که با یکسری ملاحظات کلیدی و بر اساس ایجاد تناسب درست بین بودجه مورد نیاز و ویژگی های هر مدل، سرمایه پذیران را هنگام انجام چنین انتخاب هایی کمک کند. در مجموع، سه چارچوب ارائه شده است. شکل 1 چارچوب عمومی برای انتخاب مدل مناسب برای سرمایه پذیر را ارائه می دهد. همچنین نسخه مفصل تری از این چارچوب در شکل2 نشان داده شده، که تحت عنوان چارچوب توسعه یافته انتخاب مدل مناسب برای سرمایه پذیر است. در واقع، چارچوب توسعه یافته همان چارچوب عمومی را دربر می گیرد. چارچوب عمومی برای اهداف ساده ارائه شده است زیرا آشنا ترین مدل های سرمایه گذاری جمعی را شامل می شود، در حالی که مدل دوم شامل مدل های جدیدتر یا کمتر آشنا است. در هر صورت، در اینجا تمرکز بر سازمان های بدون محدودیت در اندازه (از کارآفرینان خرد تا کسب و کارهای بزرگ) است. علاوه بر این، شکل 3 نیز چارچوب انتخاب مدل جمع آوری کمک های مالی مصرف کننده را ارائه می دهد. این چارچوب مخصوص افرادی است که برای نیازهای مصرفی خصوصی و غیر کسب و کاری نیاز به حمایت مالی و جذب سرمایه دارند.


شکل 1. چارچوب عمومی برای انتخاب مدل مناسب برای سرمایه پذیر سازمانی


شکل 2. چارچوب توسعه یافته انتخاب مدل مناسب برای سرمایه پذیر سازمانی


شکل 3. چارچوب انتخاب مدل جمع آوری کمک های مالی مصرف کننده

اولین مسئله ای که نیازمند توجه است، درک درست از مبلغ مورد نیاز برای جمع آوری در کارزار (کمپین) است. تعیین چنین مبلغی باید بر اساس یک برنامه و بودجه دقیق پروژه باشد که شامل تمام هزینه های پیش بینی شده برای اجرای خود پروژه، امور تبلیغاتی سرمایه گذاری گسترده و حاشیه بافر لازم برای هزینه های غیرمنتظره است. سرمایه پذیران احتمالی همچنین باید تمام منابع مالی لازم برای اجرای پروژه و سهم نسبی سرمایه گذاری جمعی را در نظر بگیرند.

علاوه بر این، نحوه استفاده از وجوه جمع آوری شده باید دقیق و برنامه ریزی شده باشد، بنابراین انتظار می رود با یک کمپین موفقیت آمیز مواردی مثل تعداد واحدهای تولید شده، تعداد کارمندان جذب شده، حمایت های روابط عمومی حاصل شده، تعداد افراد حامی و غیره آسان تر به دست آید. بدین ترتیب، سرمایه پذیران باید حداقل اهداف خود را برای تلاش در جهت جمع آوری کمک مالی که بدون آن پروژه اجرا نخواهد شد، و همچنین برخی از اهداف کششی را با توجه به آنچه که باید بیشتر از حداقل اهداف، در صورت هزینه بیش از انتظار پروژه ، محقق شود، در نظر بگیرند. تعیین اهداف کششی و بلندپروازانه در تشویق حامیان بالقوه برای کمک به جذب سرمایه اضافی پس از دستیابی به حداقل اهداف تاثیر دارد.

پس از تعریف حداقل مبلغ هدف، سرمایه پذیران باید ارزیابی كنند كه آیا در مقایسه با حجم دیگر كمپین های سرمایه گذاری جمعی در بازار ملی، مقدار بودجه مدنظر آنها مبلغی نسبتاً كم یا زیاد است. البته این آستانه ها دقیق نیستند، و در کشورهای مختلف، متفاوت است و با پیشرفت صنعت نیز، سالانه تغییر می کنند. از این رو ، برای درک بهتر شرایط بازار، سرمایه پذیران تشویق می شوند که هم با کارشناسان و خبرگان مشورت کنند و هم با انجام تحقیقات و بنچ مارک، اهداف خود را در مقایسه با اهداف کمپین های قبل در طی چند سال گذشته در همان بخش صنعت و کشور مورد بررسی و مقایسه قرار دهند. در بیشتر کشورها طی سال های 2017-2018، آستانه بین 25 هزار دلار تا 50 هزار دلار بود که مبالغ زیر این محدوده را می توان نسبتاً کوچک و بالاتر از آن را نسبتاً زیاد در نظر گرفت.

لازم به ذکر است که بیان این نکات می تواند تضمین کننده باشد. البته دقت کنید که آنچه که در یک مقطع زمانی مشخص و در یک زمینه خاص، مبلغی را نسبتاً کوچک یا بزرگ نشان می دهد، نباید به عنوان موانع سخت در نظر گرفته شود، بلکه در حقیقت به عنوان نقاط مرجع برای واسنجی انتظارات در مورد احتمال موفقیت باید مورد توجه قرار بگیرند. کمپین های سرمایه گذاری جمعی به طور مداوم رکوردهای جدیدی را ثبت می کنند و مبالغ بالاتری نیز تحت مدل های مختلف به دست می آیند. با این حال، هر چقدر بلندپروازی یک کمپین بیشتر باشد، ریسک آن بالاتر بوده و نیازمند تلاش و منابع تبلیغاتی اضافه تری خواهد بود.

کمپین های با مبالغ پائین

اگر حداقل مبلغ هدف تعیین شده توسط سرمایه پذیر در محدوده مبالغ نسبتاً کم قرار گیرد، بررسی بعدی ماهیت پروژه ای است که باید تأمین مالی شود. اگر این پروژه ماهیت تجاری داشته باشد، به عبارت ساده، انتظار می رود شخصی از این طریق درآمد کسب کند، به عنوان یک کمپین تجاری در نظر گرفته می شود. اگر پروژه غیر تجاری باشد و از اجرای آن هیچ كسی درآمد مالی نداشته باشد، می توان آن را یك پروژه غیرانتفاعی دانست. حال، اگر پروژه ماهیتی غیرانتفاعی داشته باشد، این سال مطرح می شود که آیا به حامیان نتایج ملموس یا مزایایی به صورت جوایز، محصولات یا خدمات ارائه می شود؟ اگر چنین مزایایی ارائه نشود، کمپینر باید استفاده از مدل سرمایه گذاری جمعی مبتنی بر اهدا را در نظر بگیرد. اگر مزایای ملموس در یک زمینه غیرانتفاعی ارائه شود، سرمایه پذیر ممکن است یک مدل ترکیبی پاداش و دونیشن (اهدا) را در نظر بگیرد. در چنین مواردی، جذب سرمایه در درجه اول برای خیرهای بیشتر هدایت می شود اما ممکن است جوایز ملموسی نیز مثل کلاه، فنجان یا تی شرت تبلیغاتی پروژه برای جلب حمایت بیشتر به حامیان داده شود و یا محصولات تولید شده توسط افرادی که از تامین مالی پروژه سود می برند (به عنوان مثال صنایع دستی، کالاهای مصرفی، یا تجارب غذا و نوشیدنی که توسط اعضای گروه های اجتماعی محروم ایجاد شده است که آموزش، معیشت یا اشتغال آنها از طریق وجوه جمع آوری شده ایجاد می شود)، باشد.

با این وجود، اگر این پروژه تجارت محور باشد، این سوال مطرح می شود که چه نوع محصولات و خدماتی را برای تولید ارائه می دهد؟ . اگر محصولات یا خدمات، نیاز بخشهای خاصی از مصرف کنندگان خصوصی را برآورده می کنند، در بیشتر موارد مدل تأمین مالی سرمایه گذاری جمعی مبتنی بر پاداش توصیه می شود. در اینجا سرمایه پذیران می توانند محصولات یا خدمات خود را قبل از تحمل هزینه های تولید واقعی خود پیش فروش کنند. چنین پیش فروش هایی، از طریق ارائه پاداش های مختلف، همچنین می توانند در شناسایی ترجیحات مصرف کننده از قبل از نظر طراحی، مشخصه ها و قیمت گذاری کمک کنند.

اگر پروژه تجارت محور باشد و از طریق سرمایه گذاری جمعی، محصولات و خدمات به مشتریان تجاری یا دولتی ارائه شوند، سرمایه پذیران باید کمپین های مبتنی بر سهام را در نظر بگیرند. خرید عمده به جای پاداش فردی و نیز بقای اقتصادی، عواملی هستند که باعث می شود تا خریداران صنعتی و موسسه ای تشویق شوند تا از طریق سرمایه گذاری جمعی مبتنی بر سهام مشارکت کنند.

کمپین های با مبالغ بالا

اگر حداقل مبلغ هدف تعیین شده توسط سرمایه پذیر در محدوده مبالغ نسبتاً زیاد قرار گیرد، بررسی بعدی ماهیت پروژه ای است که باید تأمین مالی شود. اگر از پروژه تأمین مالی شده در درجه اول انتظار می رود که بازده غیر مالی ایجاد کند، پیشنهاد آن بازدهی اجتماعی است. بازده اجتماعی در اینجا به مثابه چتری است که برای مزایای اجتماعی، بشردوستانه و زیست محیطی استفاده می شود. اگر از پروژه تأمین مالی شده در درجه اول انتظار می رود که در درجه اول بازده مالی داشته باشد، پس به عنوان یک فرصت سرمایه گذاری باید در نظر گرفته شود.

وقتی پروژه ها در درجه اول بازدهی اجتماعی دارند، این سوال مطرح می شود که چه کسی ذینفع اصلی چنین مزایایی است؟ . اگر این پروژه به نفع گروهی از افراد با یک مأموریت و نیاز اجتماعی مشترک باشد (به عنوان مثال نصب صفحات خورشیدی برای مصرف برق ساکنان یک روستا)، آنها می توانند خودشان را به عنوان یک جامعه تعاونی سازماندهی کنند که سهام مالکیت در تعاونی را به اعضای احتمالی خود می فروشند. در چنین پروژه هایی که سرمایه گذاری های اجتماعی انجام می شود در درجه اول هدف بازدهی اجتماعی است و بازدهی مالی دغدغه ثانویه خواهد بود چنین سرمایه پذیرانی ممکن است انواع مختلفی از وام دهی اجتماعی را در نظر بگیرند (به عنوان مثال استارت آپ برای جمع آوری و بازیافت پلاستیک که افراد بیکار را به خدمت می گیرند).

وقتی پروژه ها در وهله اول از فعالیت تجاری، بازدهی مالی در نظر داشته باشند، این سوال مطرح می شود که افق زمانی مورد انتظار برای اینکه حامیان چنین مزایایی را دریافت کنند احتمالاً چقدر خواهد بود؟ . اگر این پروژه مستلزم سرمایه گذاری طولانی مدت باشد، این سوال دوباره مطرح می شود که میزان ریسک چقدر خواهد بود؟ .. اگر ریسک نسبتاً کم باشد، و جریان نقدینگی کافی از پروژه محتمل باشد، شرکت سرمایه پذیر باید از مدل وام دهی کسب و کار استفاده کند. اگر ریسک ها نسبتاً زیاد باشد، و زمان و حجم جریان نقدینگی نیز نامطمئن باشد، سرمایه پذیران باید استفاده از مدل سرمایه گذاری جمعی مبتنی بر سهام را با فروش سهام مالکیت در این سرمایه گذاری بررسی کنند.

به همین ترتیب اگر این پروژه مستلزم سرمایه گذاری کوتاه مدت باشد، این سوال مطرح می شود که که چگونه بودجه جمع شده هزینه می شود؟ اگر جذب سرمایه برای یک سرمایه گذاری استراتژیک در جهت افزایش ظرفیت و رشد شرکت استفاده شود، سرمایه پذیر باید از یک مدل وام دهی تجاری استفاده کند.

کمپین های مصرف محور

علاوه بر سرمایه پذیران سازمانی، بخش زیادی از حجم سرمایه گذاری جمعی به تأمین مالی مصرف کنندگان مرتبط است. در این زمینه، گزینه های مدل محدودتر هستند.

در این بخش نیز ، اولین وجهی که باید مورد توجه قرار گیرد، مبلغ پول است. مصرف کنندگان باید برای هزینه های مرتبط با فعالیت مصرفی که قصد دارند انجام دهند و همچنین هزینه های مربوط به فعالیت تأمین سرمایه جمعی برنامه ریزی کنند. پس از مشخص شدن چنین هزینه هایی می توان حداقل مبلغ هدف برای کمپین را تعیین کرد. پس از تعریف حداقل مبلغ هدف، سرمایه پذیران باید ارزیابی كنند كه آیا در مقایسه با حجم دیگر كمپین های سرمایه گذاری جمعی در بازار ملی، مقدار بودجه مورد نیاز آنها مبلغی نسبتاً كم یا زیاد است. البته این آستانه ها دقیق نیستند، و در کشورهای مختلف، متفاوت است و با پیشرفت صنعت نیز، سالانه تغییر می کنند. از این رو ، برای درک بهتر شرایط بازار، سرمایه پذیران تشویق می شوند که هم با کارشناسان و خبرگان مشورت کنند و هم با انجام تحقیقات و بنچ مارک، اهداف خود را در مقایسه با اهداف کمپین های قبلی در طی چند سال گذشته در همان بخش صنعت و کشور مورد بررسی و مقایسه قرار دهند. در بیشتر کشورها طی سال های 2017-2018، آستانه بین 25 هزار دلار تا 50 هزار دلار بود که مبالغ زیر این محدوده را می توان نسبتاً کوچک و بالاتر از آن را نسبتاً زیاد در نظر گرفت.

اگر حداقل مبلغ هدف تعیین شده توسط سرمایه پذیر در محدوده مبالغ نسبتاً کم باشد، بررسی بعدی این است که جذب چه مقدار سرمایه برای رفاه سرمایه پذیر مهم است. اگر جذب سرمایه برای امور سلامتی سرمایه پذیر بسیار حیاتی است (به عنوان مثال موارد اورژانسی جراحی)، آنها باید مدل سرمایه گذاری جمعی دونیشن یا اهداء را در نظر بگیرند.

اگر جذب سرمایه برای امور رفاهی حیاتی نیست، همانند موارد مصرف منظم (به عنوان مثال وقایع زندگی مانند عروسی یا تولد، خرید لوازم خانگی، بازسازی و تعمیر منازل)، سرمایه پذیران باید مدل های وام دهی مصرف کننده را در نظر بگیرند. اگر حداقل مبلغ هدف تعیین شده توسط سرمایه پذیر در محدوده مبالغ نسبتاً زیاد باشد، بررسی بعدی این است که چگونه وجوه جمع آوری شده استفاده می شود؟ اگر بودجه برای سرمایه گذاری برای سرمایه های فیزیکی یا انسانی (به عنوان مثال نوسازی و بروزرسانی منازل، تدارک امور آموزشی) استفاده شود، سرمایه پذیران باید از مدل وام دهی مصرف کننده استفاده کنند.

آخرین کمپین
تامین جهیزیه
تامین جهیزیه

23 روز باقی مانده

0حامی

0 تومان از 25,000,000 تومان

حمایت سریع
اطلاعات بیشتر